تبليغاتX
پاتوق جوانان لرستانی
این وبلاگ جهت همفکری جوانان لرستانی تاسیس شده است
 

من امروز دیدم نمی دونم از کی راه اندازی شده ولی خیلی خوشم اومد .

این سایت به اطلاع رسانی در مورد فعالیت های انجام شده در استان های لر نشین می پردازد .

و واقعا هم چه استان هایی امیدوارم ما لرها به خودمون بیا م و فعالیت هامون رو افزایش بدیم .

http://lornews.wordpress.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 10:28  توسط حسن چگنی  | 

 

سلام و احترام

بعد از مدت اومدم ولی این بار با دست پر

لینک آثار این نویسنده بزرگ را می توانید در آدرس زیر مشاهده نمایید .

امیدوارم که مورد استفاده قرار بگیره و مفید فایده باشه .

فعلا ۱۰ جلده و ان شاءالله چشم حسود کور ۱۰ جلد دیگه تا پایان امسال منتشر میشه .

http://www.adinebook.com/gp/search/ref=pd_sa_top/933-2636320-7281851?search-alias=books&author=%D8%AD%D8%B3%D9%86+%DA%86%DA%AF%D9%86%DB%8C&select-author=author-exact

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 10:8  توسط حسن چگنی  | 

نقص الگوهايي كه عوامل فرهنگي را ناديده مي انگارند هرروزآشكارتر مي شود . علي رغم پيش بيني مرگ كليسا توسط جبرگرايان اقتصادي شاهدنقش بزرگ آن درجوامع كاتوليك ، ازآمريكاي لاتين گرفته تا لهستان هستيم.
درجهان اسلام، اصولگرايي مسلمانان نيزبه عاملي سياسي تبديل گرديده است كه نه شرق و نه غرب نمي توانند آنرا ناديده انگارند.
منطقه تحت نفوذكنفوسيوس درآسياي شرقي كه بامعيارهاي اقتصادي يكي ازنامساعد ترين مناطق روي زمين است چنان پويايي اقتصادي ازخود نشان داده است كه همه مناطق ديگر جهان را پشت سرگذاشته است؛ قطعا توضيح آنچه دراين منطقه رخ داده است بدون در نظرگرفتن عوامل فرهنگي غيرممكن است.
(اينگلهارت 1382)
علاوه براين تجربه بسياري ازكشورهاي جهان سوم نشان مي دهد كه فرهنگ به طور اعم و نيروي انساني وسرمايه اجتماعي به طوراخص ازپارامترهاي مهم توسعه كشورها به حساب مي آيند، بسياري ازاين كشورها علي رغم داشتن سرمايه ونفت فراوان، هنوزدررديف كشورهاي توسعه نيافته ويا درحال توسعه جهان هستند.
ديويد مك كله لند ضمن تاكيد برنقش نيروي انساني وافراديك جامعه در پيشبردتوسعه آن كشور، معتقد است كه عامل كليدي درنوسازي وتوسعه يك جامعه ايجاد ميل ونياز به پيشرفت در افراد جامعه است. مك كله لند ازاين ميل تحت عنوان ويروس ذهني يادمي كند.
(ازكيا، 1379)
راجرز با تاكيد بر نقش خرده فرهنگها درتوسعه جوامع، معتقد است كه نگرشها، ارزشها و وجهه نظرها ازمهمترين عناصر خرده فرهنگ دهقاني به شمارمي آيند كه مي توانند به عنوان عوامل بازدارنده و ياپيش برنده برنامه هاي توسعه عمل نمايند.
وي از ده عنصرخرده فرهنگ دهقاني كه نقش بازدارنده اي در توسعه اينگونه جوامع دارند ياد مي كند وياد آوري مي كندكه برنامه ريزان توسعه،  قبل از هرچيز بايد به اين نگرشها و ارزشها توجه نموده ونسبت به تغيير اين خرده فرهنگهاي توسعه گريزاقدام نموده تا بستر لازم براي برنامه هاي توسعه ايجاد گردد.
(ازكيا، مصطفي 1370)
ماكس وبر(1905) سالها پيش ازاين اظهارداشت كه ظهور سرمايه داري و به دنبال آن توسعه سريع اقتصادي غرب را،  مجموعه اي از دگرگونيهاي فرهنگي كه با ظهور آيين پروتستان كالوني ارتباط داشتند ميسرساختند ... به عبارت ديگر به اعتقاد وبرفرهنگ صرفا پديده اي ثانوي كه توسط اقتصاد تعيين شود نيست بلكه مجموعه مستقلي است كه گاهي اوقات به رويدادهاي اقتصادي شكل مي دهد همچنان كه از آن تاثير مي پذيرد.
وبرادعا مي كردكه آيين پروتستان كالوني به تدريج به يك نظام ارزشي متحول گشت كه به انباشت ثروت براي ثروت (ونه وسيله بقا يا تهيه تجملات ) به مثابه نشانه اي از موهبت الهي مي نگريست ورياضت كشي به منظور انباشت ثروت را تشويق مي كرد.
اين امر به روحيه كارفرمايانه و انباشت سرمايه منتهي شدكه انقلاب صنعتي را درقرون هيجدهم و نوزدهم تسهيل ساخت.
(اينگلهارت 1382)
اينگلهارت كه خود مطالعات زيادي درسطح بين المللي درخصوص ارزشهاونگرشهاي مردم انجام داده است معتقد است كه : شواهد موجود بينش وبر را كه مدعي بود فرهنگ صرفا يك پيامداقتصادي نيست بلكه مي تواند ماهيت اقتصادرا شكل دهد تاييد مي كنند.
(اينگلهارت 1382)
مطالعات وبر در خصوص نقش اخلاق كارپروتستاني در بروز روحيه سرمايه دارانه، و ظهور اين نظريه كه ، پارامترهاي فرهنگي واخلاق كار مي توانند به عنوان عواملي جدي در تبيين توسعه و يا توسعه نيافتگي جوامع مورد استفاده قرارگيرند،  بسترسازمطالعات بعدي فراواني شدكه سعي داشتند، اخلاق كار را به عنوان يك پارامتر مهم در پيشبرد توسعه جوامع مورد سنجش قرار داده و عوامل موثر بر آنرا مورد بررسي قرار دهند.  
با عنايت به تعاريف و بيانات فوق مي توان گفت كه، اگر چه درتوسعه يافتگي و عدم توسعه يافتگي يك جامعه ، عوامل متعدد دخيل هستند ولي مي توان بخشي ازتوسعه نيافتگي جوامع را بر اساس مفهوم اخلاق كار تبيين كرد.
بي شك داشتن دلبستگي به كار، پشتكاروجديت، داشتن روابط سالم در محيط كارو مشاركت در كار،  موجب رونق اقتصادي وتوسعه جامعه گرديده و فقدان اين عوامل نيز نتيجه اي جز توسعه نيافتگي و فقر در برنخواهد داشت.
 نتايج سمينار«تكامل فرهنگ كاركه در سال 1384 شمسي» كه به شكل مجموعه مقالاتي از طرف وزارت كار و امور اجتماعي چاپ و منتشر شده است، نشان مي‏دهد ، بنا به نظر اكثركارشناسان ، فرهنگ و اخلاق كار در ايران ضعيف است.
نتايج حاصل ازپيمايش ارزشها ونگرش هاي ايرانيان نشان مي دهدكه 9/62 درصدمردم ايران معتقدندكه اكثريت  مردم درشغل خود وقت شناسي،  7/63 درصدمعتقدندكه اكثريت  مردم درشغل خود قانون ومقررات، 2/59 درصدمردم معتقدندكه اكثريت مردم وجدان كار و 60 درصد مردم معتقدندكه اكثريت مردم در شغل خود راه انداختن كارمردم راكم رعايت مي كنند.(موج دوم ارزشها ونگرشها ص 312)
ارقام بالاهمه نشانگراين مساله است كه به تصورمردم ميزان اخلاق كاردرجامعه پايين است.  
در سطح استان لرستان نيزاگرچه تحقيق مدوني در اين زمينه انجام نشده است، بازتصور عموم بر اين است كه سطح اخلاق كار پايين است ودرگفتگوهايي كه با برخي كارشناسان و سرمايه گذاران شده است چنين بر مي آيد كه لرستان نيزبه تبع فرهنگ كلي جامعه داراي اخلاق كارضعيفي مي باشد.
كاهش ميزان سرمايه گذاري، وخروج سرمايه گذاران بومي از استان كه برخي كارشناسان از آن ياد مي كنند شايد نشانه هايي از همين ضعف اخلاق كار در استان باشد.
دليل ضعف اخلاق كاركشور هرچه كه باشد، در اين نكته ترديد نبايد شك كرد كه بخشي از توسعه نيافتگي كشورواستان را مي توان با مقوله فرهنگ وضعف اخلاق كار تبيين كرد و در اين مساله نبايد شك كرد كه اخلاق كاررا ازجمله عوامل جدي و بستر ساز توسعه هر كشور و استاني است وتقويت و ارتقاء آن تاثيرزيادي در روند توسعه جوامع دارد.
آنچه مسلم است، بدون شناخت پديده اخلاق كار و عوامل اجتماعي موثر برآن نمي توان در مسير ارتقا آن گام برداشت. لذا لازم است فقدان فرهنگ واخلاق كارمناسب در جامعه (يكي ازعوامل توسعه نيافتگي)، به‏عنوان يك معضل اقتصادي و اجتماعي تلقي شده وبراي شناسايي بهتراين پديده  و عوامل مرتبط با آن مطالعاتي از طرف انديشمندان و آگاهان به مسايل اجتماعي كشورصورت گيرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 13:31  توسط حسن چگنی  | 

چقدر زیباست زمانی که یه همشهری رو یا یه همزبون رو آدم میبینه که دلش برا مردمش برا دینش برا تاریخ و برا همه ارزشهایی که تو جامعه وجود داره دل می سوزونن .

قوم لر یکی از اقوامی است که در طول تاریخ مورد ظلم واقع شده و در هیچ عصری (بجز در مواردی ناچیز) با توجه به توانایی و همت آنها مورد حمایت دولت ها و حکومت ها قرار نگرفته است .

اما امروزه جوانان لرستانی در تمام عرصه ها وارد شده و ان شاءالله در سالهای آتی شاهد درخشش انها در علوم مختلف خواهیم بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 17:25  توسط حسن چگنی  | 

سلام خدمت همه شما عزیزان

ببخشید دیگه ما هر از چند گاهی به وبلاگمون سر می زنیم  .

دیگه زندگی های امروزیه و نمیشه کاریش کرد .

ولی اگه خدا بخاد و شما هم توفیق داشته باشید از این پس شاهد حضور اینجانب خواهید بود

ان شا ء الله چشم حسود کور

من امروز داشتم راجع به چگنی جستجو می کردم و می خواستم ببینم راجع به این قوم بزرگ چه اطلاعاتی در اینترنت وجود دارد که به یک وبلاگ خیلی جالب برخوردم که همین امر باعث شد من به عرصه وبلاگ نویسی برگردم .

وبلاگ زیبای چگنی ها کاری از آقای کسری چگنی که انصافا زحمت کشیده .

من از همین جا دست ایشون رو به خاطر این تلاش بزرگ و با ارزش می فشارم و آرزوی توفیق ایشون رو دارم امیدوارم که سایر دوستان هم به تاریخ و اصالت اقوام لر بپردازند و سابقه و اهمیت این اقلیم خوش سابقه را به مردم ایران و جهان معرفی کنند.

آدرس وبلاگ :

http://cheginiha.blogfa.com

ممنون از شما

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 9:5  توسط حسن چگنی  | 

بروجرد بهاري استثنايي دارد كه براستي تحسين برانگيز و منحصر به فرد است. در كتابهاي تاريخي آمده كه ناصر الدين شاه علاقه خاصي به اين شهر داشته و چند باري به آنجا نزول اجلال ! فرموده است. البته وي طبع شعر خوبي هم داشته و شعر معروف « عشق بازي كار هر شياد نيست...» از سروده هاي اوست. بيت ذيل را ناصر الدين شاه در وصف بروجرد سروده است
گر چه سپاهان بهشت روي زمين است            ليك نيرزد به يك بهار بروجرد
بيت مذكور در منطقه محبوبيت زيادي دارد. قاآني اين بيت را تضمين كرده و شعر بلندي سروده كه من چند بيت آن را در ذهن دارم:
آمده هركس در ديار بروجرد
داده دل و گشته بي قرار بروجرد
....ليك شود سير زجان هر كه ببيند
فصل زمستان جانشكار بروجرد
بر اثر برف و باد و موسم سرما
تيره و تار است روزگار
بروجرد ديو سپيد است يا مصيبت عظما
يا كه بود برف بي شمار بروجرد
....گفت يكي بيت نغز ناصر دين شه
تا ببري پي به اعتبار بروجرد
« گرچه سپاهان بهشت روي زمين است
ليك نيرزد به يك بهار بروجرد»
متن كامل شعر در كتاب « تاريخ بروجرد» نوشته غلامحسين مولانا موجود است. البته در سالهاي اخير از اين برف و سرمايي كه براي ما حكايت مي كنند خبري نيست.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 12:53  توسط حسن چگنی  | 

بروجرد در غرب ایران و در منطقه کوهستانی زاگرس قرار دارد.  شهرستان بروجرد در شمال شرقی استان لرستان واقع شده و از شمال به شهرستانهای ملایر و نهاوند در استان همدان، از شرق به سربند اراک در استان مرکزی، از جنوب به درود و از غرب به خرم آباد و الشتر در استان لرستان محدود می شود. این منطقه مشتمل بر کوههای مرتفع زاگرس در غرب، دشت سیلاخور در مرکز و پیشکوههای داخلی زاگرس در شرق است. بلندترین نقطه شهرستان بروجرد قله ولاش با ارتفاع 3623 متر در کوه گرین در غرب شهر بروجرد و پست ترین ناحیه در دشت سیلاخور با ارتفاع تقریبی 1500 متر قرار دارد. بروجرد دارای آب و هوای معتدل کوهستانی با تابستانهای معتدل و زمستانهای سرد است که حداکثر دما گاه به 40و حداقل آن به منفی 20 درجه می رسد. میزان بارندگی این شهرستان 480 میلی متر در سال است که در فصول سرما بارش ها بیشتر بصورت برف می باشند.

شهرستان بروجرد بين عرضهاي شمالي حد اقل 33 درجه و 36 دقيقه و حداكثر 34 درجه و 6 دقيقه و طول شرقي و داخل 48 درجه و 27 دقيقه و حداكثر 49 درجه و 27 دقيقه قرار دارد. بروجرد از نقاط زلزله خیز کشور است و زلزله سیلاخور با بزرگای 2/7 ریشتر یکی از بزرگترین زمین لرزه های ثبت شده ایران است. مرکز این شهرستان شهر بروجرد است و اشترینان دیگر شهر آن است

 

آب و هوا

منطقه بروجرد دارای آب و هوای سرد كوهستاني با زمستانهاي پر برف و بسيار سرد و تابستانهاي معتدل است. شمال، شمال غربي و مشرق لرستان اینگونه آب و هوایی دارند. تعداد روزهاي يخبندان در برخي از نقاط اين ناحيه به بيش از 70 روز مي رسد. در اين ناحيه با ريزش اولين برف زمستان طولاني شروع مي شود و فصل بهار و پاييز در اين ناحيه كوتاه است. مناطق بروجرد، دورود، ازنا، اليگودرز، نورآ باد، و الشتر كه بيش از 1400 متر ارتفاع دارند داراي اين آب وهوا هستند. هواي بروجرد معتدل و نيمه مرطوب بوده و بيشترين درجه حرارت در تابستان‌ها 34 درجه بالاي صفر و كم‌ترين آن در زمستان‌ها 10 درجه زير صفر برآورد شده است. ميزان باران ساليانه شهرستان بروجرد به طور متوسط به حدود 600 ميلي‌متر مي‌رسد.پوشش گياهي اين منطقه را نيز پوشش گياهي‌زاگرسي تشكيل مي‌دهد (1).

   1- مرکز گردشگری دانشجویان ایران

 

بارندگی:

میزان بارندگی بروجرد سالانه حدود 480 میلی متر است که بیشتر این بارندگی در فصل بهار انجام می گیرد. در زمستان بارشها بیشتر به صورت برف است که ارتفاع آن در شهر بروجرد گاه تا یک متر و در کوههای منطقه گاه تا سه متر می رسد. تقریبا در بیشتر ماههای سال اندکی بارندگی دیده می شود اما ممکن است در میانه تابستان بطور کلی بروجرد فاقد بارندگی باشد. بارشهای سیل آسا ممکن است تا چند روز ادامه پیدا کنند که این امر موجب آبگرفتگی خیابانهای شهر و نیز وقوع سیلهای ویرانگر در روستاهای پائین دست دشت سیلاخور می شود. در بروجرد متاسفانه سدی برای مهار آبهای سطحی وجود ندارد.

کوهها:

رشته کوه گرین: رشته کوه گرین یا گرّی بخشی از مرتفع ترین کوههای زاگرس است که بخط مستقيم از بيستون تا كارون، يعني از شمال باختري به جنوب  خاوري كشيده شده اند و اشترانكوه دنباله اين كوه است. طول سراسري آن نزديك به 180 كيلومتر است.  قلل عمده اين رشته كوه عظيم در لرستان يكي چهل نابالغان واقع در شمال دشت الشتر است كه بلندي آن مدتي از سال پوشيده از برف ميباشد و مانند ديواري در شمال لرستان كشيده شده و حد فاصل بين خاك نهاوند و لرستان است و از جمله كوههاي پر بركت لرستان و محل ييلاق طوايف مختلف ايلهاي حسنوند و يوسفوند مي باشد. به واسطه ذخيره زياد برف، در قسمت دامنه هاي شمالي رود گاماسیاب، و در دامنه هاي جنوبي رودخانه هاي الشتر و دلفان از آن سرچشمه مي گيرند. قله های مرتفع بروجرد مانند ولاش با ارتفاع 3623 متر نیز از بخشهای دیگر کوه گرین هستند.

کوه شاه نشین: در بیست کیلومتری جنوب بروجرد و در مجاورت دشت سیلاخور و کارخانه قند لرستان قرار دارد و ارتفاع آن حدود 3000 متر است. گیاهان دارویی فراوانی در این کوه وجود دارند.

کوه یزدگرد: با ارتفاع 2800 متر در شرق اشترینان قرار دارد و مرز بروجرد و ملایر است. این کوه به نام یزدگرد پادشاه ساسانی شهرت یافته است که گفته می شود قلعه ای در آنجا داشته است. بقایای یک قلعه قدیمی در کوه دیده می شود.

پیشکوههای داخلی زاگرس: شامل طیف وسیعی از قله های گنبدی و تپه های کم ارتفاع در شرق و شمال شرق بروجرد است که از جنوب تا دورود و ازنا نیز کشیده شده اند و مرز لرستان و استان مرکزی را تشکیل می دهند.

کوه چهل نابالغان: با ارتفاع 3900 متر در شمال غرب بروجرد قرار گرفته است و به لحاظ تقسیمات کشوری محدود به نهاوند، بروجرد، الشتر و نورآباد است. سراب پر آب گاماسیاب در دامنه شمالی آن قرار دارد. چهل نابالغان بخشی از رشته کوه عظیم گرین است.

کوه میش پرور: با ارتفاع 3500 متر یکی از بزرگترین و با شکوهترین کوههای ناحیه بروجرد است که دامنه های تپه مانند آن تا نزدیکی های شهر بروجرد گسترانیده شده است. میش پرور سرچشمه سرابها و رودهای فراوانی است و در بیشتر ایام سال پوشیده از برف است. این کوه جلوه زیبایی به شهر بروجرد داده است.

کوه سه کوزان: یک کوه منفرد از جمله قلل کوه گرین در غرب بروجرد است که ارتفاع آن به 3200 متر می رسد و دسترسی به آن از روستای ونایی امکانپذیر است. نام کوه به علت شکل آن است که مانند سه کوهان یا دارای سه قله مرتفع است.

کوه برآفتاب: با ارتفاع 2900 متر در جنوب روستای ونایی قرار دارد.

کوه پینه: پینه يا پونه يكي ديگر از قلل عمده رشته کوه گرین  است كه ارتفاع آن كمتر از چهل نابالغان است و چند معبر و گردنه سخت آن، بروجرد را به شمال لرستان متصل مي سازد.

اشترانکوه: رشته كوهي به طول تقريبي 50 كيلومتر است كه در محدوده  اليگودرز و بروجرد در جهت شمال غربي _ جنوب شرقي امتداد دارد. يخچالهاي طبيعي و دائمي اين رشته كوه که يكي از زيباترين كوههاي كشور به شمار مي رود در تمام سال از برف و يخ پوشيده است. اشترانکوه در جنوب شهر درود و ازنا قرار دارد و به لحاظ تقسیمات کشوری جزو بروجرد نیست اما به لحاظ تاریخی و نیز کوهنوردی از کوههای ناحیه بروجرد به حساب می آید.

رودها:

گلرود

تیره (سزار - دز)

ماربره

تهیج

سرابها و چشمه ها:

سراب ونایی

سراب زارم

سراب کرتول

سراب زرشکه

سراب سفید

سراب پنبه

سراب جانیزه

چشمه هفت چشمه

چشمه اسل مساله بیک

چشمه های ونایی

چشمه های دره خونی

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 13:48  توسط حسن چگنی  | 

بروجردی ها  همانند دیگر مردم منطقه غرب ایران از نژادهای ایرانی    هستند. بنا بر موقعیت جغرافیایی احتمالا باید سرزمین کاسیت ها که در لرستان بوده از شرق تا بروجرد هم گسترده بوده باشد. نشانه های زبان شناسی زبان مردم بروجرد را برگرفته از زبانهای قدیمی ایرانی همانند پهلوی نشان می دهد. در زمان هخامنشیان اقوام پارس و ماد در منطقه غرب ایران می زیسته اند. پارسها در نواحی جنوبی تر بوده اند ناحیه بروجرد نیز به احتمال زیاد در این دوره منطقه مسکونی مادها به شمار می آمده است.

ساکنان امروزی بروجرد را می توان به گروههای مختلفی تقسیم کرد. شاید در این خصوص نحوه تعامل کاری ساکنان منطقه بی اثر نبوده باشد:

1- شهر نشینان بروجردی. بیشتر اینان پیشه ور، تاجر، صنعتگر و یا اهل کارهای خلاق بوده و هستند. در گذشته و پیش از گسترش صنایع جدید، بروجرد در کنار شهرهایی چون اصفهان و دزفول از نواحی صنعتی به شمار می آمده و بوِیژه صنعتگران آن در زمینه های بافندگی و یا کار با فلزات مهارت داشته اند. بازار بروجرد هنوز هم از مراکز عمده تامین ابزارهای سنتی کشاورزی و زندگی عشایری استان لرستان و استانهای همجوار است.

2- یهودیان. یهودیان نیز به عنوان یک نژاد جداگانه از ساکنان قدیمی بروجرد بوده اند. اینان بیشتر تاجران و طبیبانی موفق بوده اند. افراد کم بضاعت تر آنان به خرید و فروش کالا در سطح روستاهای اطراف شهر می پرداخته اند و معمولا با چارپایان کالاهای کوچک را بین روستاها برای فروش جابجا می کرده اند.

3- روستائیان بروجرد. گفتگو در مورد ساکنان روستاهای بروجرد قدری دشوار است. این مساله ناشی از تفاوت های تاریخی است. بطور کلی برخی روستاها تاریخی بسیار کهن دارند و آثار به دست آمده از آنها سکونت چند هزارساله را نشان می دهد. اما گروه زیادی از روستاها نیز دارای تاریخ نه چندان قدیمی هستند و معمولا در 200 سال گذشته و با سکونت برخی ایلهای کوچرو و یا بر اثر جدایی برخی خانواده ها از یک روستا و انتقال به محلی دور و نزدیک و تشکیل یک آبادی جدید به وجود آمده اند. بر خلاف مناطق شهری که مهاجرت معمولا تغییر چندانی در بافت قومی و زبانی آنان ایجاد نمی کند آمدن چند خانواده جدید به یک روستا می تواند تغییرات زیادی در آن ایجاد کند. از این روست که در یک منطقه کوچک ممکن است روستاهایی با زبانهای لری، ترکی و فارسی دیده شود. به هر روی ساکنین اولیه روستاهای بروجرد دست کم به لحاظ زبان و گویش نزدیکی زیادی به شهر نشینان دارند و می توان حدس زد که در گذشته های دورتر تفاوت چندانی بین آنان نبوده است. روستاهایی در شمال شهر بروجرد همانند گیجالی و گندل گیلان از این دست هستند.

4- طوایف لر. اینان در اصل ساکنان مناطق روستایی غرب، مرکز و جنوب لرستان بوده اند که در چند سده گذشته به دلایل مختلف تغییر مکان داده و در روستاهای جنوب و غرب بروجرد ساکن شده اند. به لحاظ آداب و رسوم و نیز گویش، اینان را باید همانند لرهای دیگر نقاط لرستان در نظر آورد.

5- ترک زبان ها. در برخی نقاط شرق و جنوب شرق بروجرد روستاهای ترک زبان دیده می شود. اینان قطعا از تیره های لر نیستند و تفاوت های فرهنگی و انسان شناسی (آنتروپولوژی) آشکاری با طایفه های لر دارند.

6- عشایر کوچرو. بروجرد بطور خاص منطقه ای عشایر نشین به حساب نمی آید و خانواده های محدودی از عشایر در مقایسه با مناطق مجاور به ناحیه بروجرد می آیند. علت این مساله می تواند ناشی از وجود دشت وسیع سیلاخور باشد که زمینه را برای اسکان و کشاورزی مناسب کرده و برعکس مراتع و نقاط جنگلی را در بروجرد محدود کرده است. به هرحال در فصل تابستان گروههای اندکی از عشایر لر در کوهپایه های جنوبی بروجرد مستقر می شوند. عشایر بختیاری نیز در نواحی شرقی تر و نزدیک به الیگودرز تردد می کنند. با این وجود بازار بروجرد از گذشته و بخصوص در فصل بهار و تابستان میزبان خانواده های زیادی از عشایر لر و بختیاری بوده که برای خرید مایحتاج عمومی و یا تامین جهیزیه عروسی و ... به بروجرد می آمده اند و این روند کم و بیش ادامه دارد.

7- غیر از گروههای یاد شده شهر بروجرد به دلیل مهاجر پذیری اش خانواده هایی از سادات، کردها، بختیاری ها، لرستانی ها، لک ها، ترک زبانها، عرب ها و خوزستانی های فارس زبان را نیز به خود جذب کرده است.

 

مذهب و اقلیت های دینی

بروجردی ها عمدتا مسلمان و شیعه هستند ولی در طول تاریخ گروههای مذهبی مختلفی در بروجرد شکل گرفته اند که از میان آنها می توان به دراویش علی اللهی و بهایی ها اشاره کرد. یهودیان نیز اقلیت مهم دینی بروجرد را تشکیل می دهند که دارای یادگارهای تاریخی زیاد، محله، مدرسه، بازار و کنیسه اختصاصی هستند. در گذشته بروجرد از مراکز صوفی گری بوده است و هنوز هم کوی صوفیان در بروجرد برجاست. مسجد جامع بروجرد نیز در زمان ساسانیان از آتشکده های بزرگ بوده است و بر این اساس بروجردی ها نیز همانند سایر ایرانیان در گذشته پیرو آئین های باستانی ایران مانند زرتشتی بوده اند. در سده های گذشته افراد مشهوری بر اثر فشار ناشی از مذهب و مرام خود ترک دیار کرده و به بروجرد آمده اند و در آنجا ساکن شده اند. به هرحال شواهد تاریخی نشان می دهد که این منطقه دارای زمینه های پذیرش فرهنگ ها و مذاهب گوناگون بوده است و به گونه ای می توان بروجرد را از نواحی چند فرهنگی ایران به حساب آورد

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 13:41  توسط حسن چگنی  | 

مسجد جامع بروجرد

مسجد جامع بروجرد که در در گویش محلی مسجد جمعه نامیده می شود از نخستین مسجدهای ساخته شده در ایران است و بنا بر شواهد، قدیمی ترین مسجد موجود در غرب و جنوب غربی ایران است. اين مسجد زیبا در شرق شهر بروجرد و در محله قدیمی دانگه واقع شده و به لحاظ معماری و قدمت، از بناهاي منحصر به فرد استان لرستان و شهر بروجرد است. مسجد جامع بروجرد در قرون دوم و سوم قمری با دستکاری در یک آتشکده بزرگ ساسانی بنا نهاده شد. اعراب در حمله به ایران آتشکده های زیادی را تبدیل به مسجد کردند که مسجد جامع بروجرد نیز نمونه ای از همین دست است.  اين بنا در شمال خيابان جعفري واقع گرديده و در روزگار  بودولف عجلی، توسط وزير او حمويه بن علی  بين سال هاي 150 تا 226 ه . ق بنا شده است . بناي اصلي مسجد ‚ فضاي گنبدداری با ايوانی در برابر آن است. در دوره هاي بعد، محوطه سازی آن در قرون 4 و 5 و نیز الحاقات و تعميرات آن بر طبق كتيبه هاي موجود، در سال هاي 1022 ‚ 1069 ‚ 1092 و 1209 ه . ق صورت گرفته است . مسجد دارای دو درب غربی و شرقی است که درب غربی مربوط به دوره صفویان است. درب شرقی در کنار بازار کوچکی (امروزه معروف به بازار زغال فروش ها) قرار گرفته و کنده کاری های زیبایی دارد. ورودی مسجد از درب شرقی بسیار زیبا و هنرمندانه است. بنـاي اوليـه‎‎ ايـن مـسجـد بـه صـورت مجموعهاي شامل مسجد , حمام , آب انبـار , ساختمان‎‎ غـريـب خـانـه, ميـدان و سـايـر متعلقات بوده‎‎‎ كه امروزه بعضي از اين آثار از بين رفته است . بناي مسجد جامع از نظر شكـل از نـوع مساجد تـك ايـوانـي اسـت كـه داراي دو در ورودي‎‎ در قسمت‎‎ هاي شرقي‎‎ و غربي است . بنا شامل يك حياط مركـزي، ايـوان , فضاي‎‎ گنبدخانه و شبستانهاي اطراف آن و يك شبستان وسيع زمستانـي در طرف شمـال حيـاط مركزي است. بنابر شواهد موجود، صفویان، زندیان و قاجاریان تعمیرات بنیادی در مسجد انجام داده اند و بخش هایی به آن افزوده اند

مسجد جامع بروجرد در  زمان خلافت معتصم عباسی بنا شده است. در آن زمان ایالت جبال (کوهستان – ماد) که نواحی غربی، مرکزی و شمال غرب ایران را شامل می شده، توسط یکی از حکمرانان عباسی بنام قاسم بن علی مشهور به ابودلف (ابی دلف) اداره می شده است. بنابر منابع متعدد، ابو دلف بروجرد را که در حد شهرکی بود رونق بخشید و مسجدی در آن ساخت و منبری در آن برپا کرد. این مسجد همان مسجد جامع کنونی است. شبستان شمالی مسجد نیز اندکی دیرتر و در قرن چهارم ساخته شد. این شبستان زیبا دارای ستونهای فراوانی است و دري‌چوبي با نقش‌هاي برجسته دارد.با توجه به تاریخ طولانی (دوازده قرن) این مسجد، آسیب های متعددی بر آن وارد شده و بارها مورد بازسازی قرار گرفته است. کتیبه ای سنگی از بازسازی اساسی آن در سال هزار و شصت و هشت هجري قمري توسط صفویان خبر می دهد. در ورودي مسجد دو لنگه است و در سال هزار و نود و دو هجري قمري به دستور شخصي به نام سلطان محمد ساخته شده است. بناي اوليه مسجد فاقد گلدسته بوده و دو گلدسته موجود به دستور شخصي به نام تقي‌خان رازاني در سال هزار و دويست و نه هجري قمري ساخته شده است.

 

مسجد جامع بروجرد دارای سنگ نوشته ها و یادگارهای تاریخی زیادی است. بر بالاي در غربی، سنگ نوشته‌اي کوچک نصب شده كه به زمان شاه عباس اول مربوط است. در ضلع شرقی مسجد، آرامگاهی وجود دارد. وضوخانه مسجد در مجاورت مسجد قرار گرفته و دارای یک ورودی بزرگ است که به غریبخانه مشهور است. غریب خانه در گذشته احتمالا یک نوانخانه و استراحتگاه عمومی برای مسافران و افراد بی پناه بوده است. قديمي ترين‎‎ بخش آن فضاي زيـر گـنبـد خانه‎‎‎ است‎‎ كه قدمت آن‎‎ به اواسط قرن 4 هجري شمسي‎‎ مي رسد. در دوره سلجوقي اين بنا بـازسـازي و تزئيناتي به‎‎ آن‎‎ افزوده شـد امـا در زمـان ايلخاني بنا در يك دوره ركود قرار گـرفـت كه‎‎ دليل آن شايد مربوط به حملات ويرانگـر مغول‎‎ و زمين لرزه‎‎ سال  715هجري باشـد كـه باعث ويراني‎‎ هفتاد درصد شهر و بخـشهـايـي از مسجد شده است. گنبد مسجد جامع بروجرد در اصل از بناهای دوره ساسانی است که اساسا بعنوان یک آتشکده در شهر بروجرد بنا نهاده شده است. چند سال قبل در اثر ریزش کف مسجد، دخمه ای قدیمی همراه با آثاری از کوزه های شکسته در زیر گنبد اصلی مسجد به دست آمد که مربوط به قرن دوم تا ششم قمری هستند. در زير شبستان شرقي ‚ سكه هايي مربوط به 851 و 853 ه . ق از شاهرخ تيموري به دست آمده است .  منبر چوبی نه پله‌اي مسجد جامع بسیار هنرمندانه و زیبا ساخته شده است و حکاکی روی آن، تاریخ هزار و شصت و هشت هجري قمري را نشان می دهد. سازنده آن یارمحمد نجار بوده است.

 

هرچند مردم محلی معتقدند امام حسن مجتبی (ع) به بروجرد سفری داشته و در مسجد جامع منبری و سخنی داشته، اما شاهدی بر این مدعا وجود ندارد. همچنین در گذشته گفته می شد که تونلی زیر زمینی بین مسجد جامع و مسجد سلطانی (امام) وجود دارد که این نیز تا کنون اثبات نشده است. مسجد جامع بروجرد در جریان بمباران هواپیماهای عراقی خسارات شدیدی دید و بخشهایی از شبستان شمالی آن ویران شد. همچنین زمین لرزه های متعدد و بارندگی های شدید، آسیب های جدی بر آن وارد آورده است. بنا بر خاطرات افراد سالخورده، نبرد و تیراندازی های شدیدی بین قشون رضا خان و متمردین لرستان در درون و مجاور این مسجد در گرفته است. چند سال قبل به هنگام مرمت دیواره مسجد، استخوانهای مردی پیدا شده بود که بصورت عمودی در دل دیوار قرار داشت. نحوه تدفین عمودی جسد احتمالا به منظور تنبیه و زهر چشم گرفتن بوده است.

 

اداره میراث فرهنگی بروجرد خدمات ارزنده ای را برای بازسازی و نگهداری مسجد انجام داده است که هرچند ناکافی اما چشمگیر بوده اند. با این حال، ساخت و ساز های بی رویه در اطراف مسجد، کاربری نامناسب مغازه های مجاور مسجد، رطوبت، لرزش، برگزاری مراسم گوناگون در مسجد، و نیز برخی تعمیرات سطحی و غیر کارشناسی، آن را در معرض خطر جدی قرار داده است. این مسجد زیبا و منحصر به فرد با حدود دوازده قرن قدمت می تواند به مرکزی برای گردشگری تبدیل شود. مسجد جمعه بروجرد در سال 1314 شمسی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. در صورت تلاش و دلسوزی بیشتر بروجردی ها، ویژگی های منحصر به فرد این مسجد به گونه ای است که  می تواند آن را شایسته ثبت بین المللی نماید.

 

آدرس: بروجرد – خیابان جعفری – بعد از میدان جعفری

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 12:4  توسط حسن چگنی  | 

میرزا محمد باقر فرزند پنجشنبه معروف به صامت بروجردی نیمه دوم قرن 13 قمری در بروجرد پا به جهان گذاشت. وی از شاعران مدیحه سرای دوران قاجار و اوائل پهلوی است که شعرهای بسیاری در وصف امامان و شخصیت های مذهبی - تاریخی دارد. بویژه در باره قیام کربلا و ماجراهای آن قصیده های سوزناکی دارد که قابل توجه است.  در سال 1263 هجري در بروجرد متولد شد و در همان ديار به كسب دانش پرداخت و در همانجا هم در گذشت. وی فن شعر را از میرزا عبدالمجید نوایی فراگرفت و سپس با علاقه به تالیف اشعار خود پرداخت. از راه سقط فروشی در بازارچه حاج سهرابی بروجرد امرار معاش می کرد و در کنار آن به کارهای ذوقی می پرداخت. وی در تاریخ پنجشنبه 16 محرم 1333 قمری در بروجرد در گذشت. آرامگاهش در بوستان صامتیه در خیابان صفای بروجرد و در کنار قبر آقا بزرگ بروجردی (پدر آیت الله بروجردی) قرار دارد . این شعر از اوست:

اسرار خداوند  علیم است علی

آئینه صنعت   قدیم  است علی

صامت  ز طریقه علی پای مکش

زیرا که صراط مستقیم است علی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 11:54  توسط حسن چگنی  |